img responsibility duty

 تصور کنید که در مدرسه ى بزرگى هستید.به عنوان مدیر خوب مدرسه شما احساس مسئولیت خواهید داشت در قبال رتبه ى علمى مدرسه اما به عنوان کارمند خوب مدرسه ( معلم، ناظم و …) شما فقط احساس وظیفهخواهید داشت در قبال رتبه ى علمى مدرسه.

مدیر نگران است و باید پاسخ گو باشد، در قبال امکانات بالانس نهایى با اوست. او باید مطمئن شود که مدرسه به اندازه ى امکاناتش خروجى داده است.

اما کارمندان نگران بالانس نهایى نیستند، آنها کافى است که مطمئن شوند که بهترین تلاش خود را کرده اند.

مدرسه به معلم واگذار نشده است ، براى همین نمى تواند مسئول آن باشد، اما معلم روى نتایج موثر است به همین علت موظف به ارایه ى بهترین تلاش خودش است.

اگر مدرسه بدترین نتایح را گرفته باشد اما معلم ها بهترین تلاش خود را ارایه کرده باشند، هیچ گونه شرمندگى با آنها نخواهد بود. این شرمندگى با مدیر خواهد بود که معلم هاى توانا ترى را به کار نگرفته است و در تشخیص معلم مناسب براى مدرسه اى در این سطح اشتباه کرده است.

 

آیا هنوز فرق میان مسئول و موظف مشهود نیست؟

این دو باهم بسیار متفاوت است.

 

شما در قبال مخارج زندگى فرزندتان مسئول هستید، بالانس نهایى با شماست.

اما در قبال هزینه اى که براى پدر و مادر ایجاد مى کنید به عنوان فرزند، مسئول نیستید چون بالانس نهایى با شما نیست، اما وظیفه دارید که بهترین تلاش خود را براى درست ترین شکل هزینه کردن انجام دهید.

 

تابعى حسى این دو باهم بسیار متفاوت است

شما نمى توانید مسئول بالانس هزینه هاى والدین خود باشید چون امکان آن را ندارید، شما بخش کوچکى از سیستم مالى بزرگ تر خانواده هستید ، اگر بخواهید این مسئولیت را بردارید نتیجه ى آن فقط استرس بیهوده خواهد بود.

اما در جایگاه والد، به عنوان کسى که همیشه قدرت مالى فراترى از کودکانش دارد مى توانید مسئولیت مالى آنها را بپذیرید. این به شما حس ارزشمندى مى دهد.

 

اگر بخواهید که درقبال چیزى که نسبت به آن احاطه ندارید مسئول باشید نتیجه ى آن احساس ترس است.

و اگر بخواهید نسبت به چیزى که به شما واگذار شده است بجاى احساس مسئولیت، احساس وظیفه داشته باشد با بروز بدهى ها، در حس قربانى یا مظلوم فرو خواهید رفت. چون از شما طلب خواهند کرد و شما فقط وظیفه ى خود را انجام مى داید!

مدیر مدرسه اى را تصور کنید که بجاى مسئول دانستن خود در قبال نتایج مدرسه، خود را فقط موظف به کار کردن در مدرسه مى داند، من اینگونه مدیرها را در سازمان هاى مختلف دیده ام ، آنها همیشه آماده هستند که از بدبختى هاى مدیر بودن برایتان ناله کنند.

 

آینده به شما واگذار نشده است، شما روى آینده موثر هستید اما روى آن احاطه ندارید، شما بخشى از یک فرایند بزرگ هستید. نمى توانید مسئول آینده باشید.برداشتن این مسئولیت حسی از ترس به دنبال دارد. اما به همان اندازه که روى آن تاثیر دارید و بقدر اهمیت این تاثیر موظف هستید.

 

اما در قبال اعمال خود در گذشته موظف نیستید، مسئول هستید. چون بر گذشته اشراف دارید و آن به شما واگذار شده است. مسئولیت بالانس کردن آن با شما است.

نیازى نیست شرمنده ى آن باشید، همانطور که نیازى نیست مدیر شرمنده ى اشتباهات معلم خود باشد، هیچ کس این شرمندگى را از او نمى خواهد. بهتر است که مسئولیت بالانس نتایج را بردارد. چون مدیر معلم نیست، و او نمى تواند بجاى معلم تصمیم بگیرد که وى درست عمل کند.

شما گذشته ى خود نیستید، نمى توانید بجاى او تصمیم بگیرید، بیخود ابراز شرمندگى نکنید بجاى آن بهتر است خود را مسئول بالانس نهایى بدانیم.

 

برخلاف تصور، مسئولیت مربوط به قدرت اثر گذارى نیست. این تصور صحیح نیست که فکر کنیم تنها در مقابل چیزى که بتوانیم بر آن اثرگذار باشیم مى توانیم مسئول باشیم.

شما مى پذیرید که مسئول رفتار گربه ى خانگى خود باشید، آیا این علت است که مى توانید رفتار او را کنترل کنید؟

البته که نه. اما وقتى این گربه جایى را کثیف مى کند لازم است شما آن را تمیز کنید، چون شما مسئول هستید.در واقع چون شما مى توانید این کار را انجام دهید و شما خواسته اید که گربه داشته باشید.

 

واقعیت این است که مسئولیت از توان پاسخ گویى مى آید نه از توان اثر گذارى.

به همین علت است که کودکان خردسال در قبال اعمال خود مسئول نیستند ( در مقابل غریبه ها، البته که ما سعى مى کنیم مسئول بودن را به آنها بیاموزیم تا آنها را براى این منظور آماده کنیم اما این فقط تمرین مسئولیت است ) با وجود اینکه کودکان بطور مستقیم بر اعمال خود اثر گذار هستند اما مسئولیت ندارند، چون قدرت پاسخ گویى ندارند.

و از آنجایى که پدر و مادر مى توانند پاسخ گو باشند و کس دیگرى نیست که بخواهد این کار بکند، آنها مسئول رفتار کودکان مى شوند.

 

و درست در جایى که قدرت پاسخ گویى وجود ندارد اما توان اثر گذارى وجود دارد، وظیفه ظهور مى کند.

وظیفه تنها در مقابل کیفیت اجراى خودش پاسخ گو هست نه نتیجه ى نهایى

در یک تیم فوتبال، بازیکن در مقابل نتیجه ى بازى وظیفه دارد نه مسئولیت، او کافیست که پاسخ گویى عملکرد شخصى خودش باشد.

اما موضوع براى مربى و سپرست تیم اینگونه نیست. آنها مسئول در مقابل نتیجه ى نهایى هستند چون قبول کرده اند که پاسخ گو باشند و این درحالى است که سرپرست تیم حتا قدرت اثر گذارى در بازى را هم ندارد.

 

آینده جایگاه وظیفه است نه مسئولیت، چون نمى توانیم در دنیاى اثر پروانه اى نسبت به نتایجى که از آینده خواهد آمد پاسخ گو باشیم.

اما گذشته، از کسى که امروز هستیم ضعیف تر است.

اکنون مى توانیم پاسخ گوی گذشته باشیم و کس دیگرى اینجا نیست که بتواند این کار را انجام دهد.

 

کتاب زمان- فصل مسئولیت

عشق و سپاس

کوروش سلیمی

0 پاسخ

ثبت دیدگاه

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
به ما بپیوندید !

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.